جایگاه عبادت
توجه به عبادت، توجه به حیاتیترین مقولة انسانی است؛ چرا که بیشترسامانها و نابسامانیها، صلاحها و فسادها و سعادتها و شقاوتها، به این مسأله بر میگردد. عبادت بستر خوشبختی و بدبختی انسانها و جوامع انسانی است، انسان موجودی است مستعد همة کمالات و همچنین تباهیها، اینگونه شدن یا آن گونه شدن به نوع عبادت آدمی بسته است. انسان به سبب عبادتی درست و الهى، دارای اخلاق الهی میشود و به سبب عبادت نادرست، از سیر به سوی حقیقت انسانی خود باز میماند و اخلاقی غیر ربانی پیدا میکند. انسان میتواند به سبب عبادتی کامل، به کمالات انسانی دست یابد یا به عکس.. رسالت همة پیام آوران الهی این بوده است که موانع عبادت صحیح را از سر راه آدمیان بردارند، آنان را از اسارت بت و جاهلیت برهانند، زنجیرها را ازدست و پای انسانها بگشایند و بستر مناسب برای رسیدن آنان به سوی کمال مطلق را فراهم نمایند.
به بیان امیر مؤمنان علی(ع:) «فَبَعَثَ اللهُ محمد(ص) بِالْحَقّ لِیُخرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الأوْثَانِ إلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشّیْطَانِ إلَی طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَیّنَهُ وَ أحْکَمَهُ، لِیَعْلَمَ الْعِبَادُ رَبّهُمْ إذْ جَهِلُوهُ وَلِیُقِرّوا بِهِ بَعْدَ إذْا جَحَدُوهُ وَ لِیُثْبِتُوهُ بَعْدَ إذ أنْکَرُوُه»(نهج البلاغه، خطبه )147؛ پس خدا، محمد(ص) را به راستی برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان رهایی بخشد و به عبادت و اطاعت خود وادارد و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خود کشاند، با قرآنی که معنی آن را آشکار کرد و اساسش را استوار فرمود تا بندگان بزرگی پروردگار را بدانند که نمیدانستند و به آن اقرار کنند پس از آنکه بر انکار میافزودند، او را نیک بشناسند.
راه عبادت
راه عبادت درست، راهی است که همة وجود آدمی را متوجه خود میکند و فطریات آدمی را در بستر فطرتش به سوی کمال رهنمون سازد. این امر زمانی ممکن است که موانع عبادت صحیح، رفع و شرایطن فراهم گردد و عبادت آدمی بر اساس شناختی درست بنا شود . و انسان به سوی هدفی قدم بردارد که برای آن
آفریده شده است و آفرینش او را بدان میخواند:«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنّ وَ اْلإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ» (الذاریات ، .)56این سیر، باید براساس اصولی صحیح و روشهایی مناسب سامان یابد، در غیر این صورت نه تنها تلاشها و زحمتهای عبادی به نتیجه نخواهد رسید؛ بلکه گاه نتایجی غیر صحیح به بار میآورد و آدمیان را از مسیر کمال فطریشان دور میسازد.
امیر مؤمنان علی(ع) چنین رهنمود داده است: «أیّهَا النّاسُ، مَنْ سَلَکَ الطّرِیقَ الْوَاضِحَ وَرَدَ الْمَاءَ وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِی التّیهِ» (نهج البلاغه، خطبه )201؛« ای مردم! آنکه راه آشکار را بپیماید، به آب میرسد و آنکه بیراهه را پیش گیرد، در بیابان سرگردان میماند [و از تشنگی میمیرد] . علی(ع) خود نمونة کامل عبادت الهی و سرچشمة فیض در رساندن آدمیان به مقصد کمال است و فرمودهاند:«نَحْنُ الشّعَارُ وَالأَصْحَابُ وَالْخَزَنَةُ وَالأَبْوَابُ وَلاَتُؤْتَی الْبُیُوتُ إلاّ مِن أبْوَابِهَا» (نهج البلاغه ، خطبه )154؛ «ما خاصان و یاران و گنجوران ودرهای رسالتیم و به خانهها، جز از درهای آن نتوان وارد شد». از اینرو آزمودههای پیامبر ختمی مرتبت و عترت آن حضرت و سیرة آنان، بهترین مسیر عبادت و راه اتصال به صفات و کمالات الهی است. پیشوای آزادگان امیر مؤمنان علی(ع) همگان را به این راه فرا خوانده و فرموده است:«فَأَینَ تَذْهَبُونَ؟ وَ أنّی تُؤْفَکُونَ! وَ الأعْلامُ قائِمَةٌ وَ الآیاتُ وَاضِحَةٌ وَ المَنارُ مَنْصُوبَةٌ، فَأیْنَ یُتاهُ بِکُم وَ کَیْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَیْنَکُمْ عِتْرَةُ نَبِیّکُم وَهُمْ أزِمّةُ الحَقّ وَأعْلامُ الدّینِ وَألْسِنَةُ الصّدْقِ فَأنْزِلُوهُم وُرُودَ الهِیمِ العِطاشِ...» (نهج البلاغه ، خطبه )87؛ «پس کجا میروی
| و کی باز میگردید؟ که علامتها بر پا و دلیلها هویدا و نشانههابرجاست، گمراهی و سرگشتگی تا کجا و چرا؟ خاندان پیامبرتان کهمیان شما هستند، زمامداران حق و یقین و پیشوایان دیناند و با ذکر جمیل و گفتار راست همراهاند. همچون قرآن، حرمت آنان را نیک در دل بدارید و چون شتران تشنه، که به آبشخور روند، به آنان روی آرید» |
اصول عبادت الف. اعتدال؛ برنامههای عبادی در صورتی به اهداف خود میرسدکه تابع اعتدال باشد و به افراط و تفریط کشیده نشود. اقتضای خردورزى، اعتدال و اقتضای نادانى، افراط و تفریط است، چنانکه امیر مؤمنان علی(ع) فرموده است:«لاتَرَی الْجاهِلَ إلاّ مُفْرِطاً أو مُفَرّطاً» (نهج البلاغه ، حکمت )70؛« نادان را نبینی جز اینکه کاری را از اندازه، فراتر کشاند یا به آنجا که باید، نرساند ». البته شناختن و نگه داشتن اندازه در عبادات امری دشوار است. خداوند نیز آدمی را به گونهای آفریده است که هر گونه افراط و تفریط، اعتدال او را به هم میزند و سیر او را به سوی کمال دچار خلل میسازد. دین، در همة جهات از جمله وجوه عبادی ساختاری معتدل دارد. امیر مؤمنان علی(ع) در ضمن خطبهای فرموده است: «ألاَ وَ إنّ شَرَائِعَ الدّینِ وَاحِدَةٌ وَسُبُلَهُ قَاصِدَةٌ مَنْ أخَذَبِهَا لَحِقَ وَ غَنِمَ وَ مَنْ وَقَفَ عَنْهَا ضَلّ وَ نَدِمَ»(نهج البلاغه،خطبه )120؛«آگاه باشید که آبشخور های دنیا یکی است و راههای آن، همه معتدل و مستقیم و نزدیک است. هر که بدان چنگ زند، به کاروان حق پیوسته و بهره مند میشود و هر که از آن باز ایستد گمراه و پشیمان می گردد . انحراف از اعتدال، در هر چیز موجب انحراف از حق و رفتن به سوی گمراهى، تباهی و پشیمانی است. چنانکه امام علی(ع) در وصیتی به فرزندش محمد حنفیه فرموده است: «مَنْ تَرَکَ الْقَصْدَ جَارَ»(نهج البلاغه ، نامه )31؛ هر که میانهروی را ترک کند از راه حق منحرف شود. کمال آدمی در این است که در همة امور زندگی میانهرو باشد. کمال یافتگان جز به راه میانه نمیروند و جز به آن عمل نمیکنند. ب. وجود نشاط عبادى؛ فطرت آدمى، برای رشد و تعالی به نشاط و شادابی نیاز دارد و هیچ چیز مانند سستی و بیمیلى، آدمی را در عبادت متوقف نمیسازد و از سیر به سوی کمال باز نمیدارد. بهترین امور عبادی اگر با بیمیلی همراه باشد، بیتأثیر میگردد و نتایج منفی به دنبال دارد، امیرمؤمنان علی(ع) سفارش فرموده است:«إنّ لِلْقُلُوبِ إقْبَالاً وَ إدْبَاراً؛ فإذَا أقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النّوَافِلِ وَ إذَا أدْبَرَتْ فَاقْتَصُروا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ»( نهج البلاغه ،حکمت)312؛ دلها را روی آوردن و نشاطی است و هم پشت کردن و فرارى، پس اگر نشاط دارد، آن را به مستحبات وادارید و اگر روی برگرداند، به انجام واجبات بسنده کنید.گنجایش عبادی به روی آوردن دل آدمی بستگی دارد و اگر عبادت با بیمیلی باشد، دریچة وجود آدمی بر روی آن بسته میشود و گنجایش عبادت به زوال میرود. بهترین بستر عبادت، تمایل و علاقه است که با آسان گرفتن فراهم میشود و در این صورت است که قوای وجودى، نشاط مییابند. وادار کردن شخص به امور عبادی که تمایل یا توانایی انجام آنها را ندارد، مانعی جدی در او ایجاد میکند. امیر مؤمنان(ع) فرموده است: «إنّ لِلقُلُوبِ شَهْوَةً وَ إقْبالاً وَ إدْباراً، فَأتُوها مِن قِبَلِ شَهْوَتِها وَ إقْبالِها، فَإنّ القَلْبَ إذا أُکْرِهَ عَمِیَ»(نهج البلاغه ، حکمت )193؛ «دلها را روی آوردن و پشت کردنی است، پس دلها را آنگاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار دارد؛ زیرا اگر به کاری مجبور شود، کور گردد ». بنابراین رعایت نشاط و میل قلبی در عبادت چنان مهم است که امیر مؤمنان علی(ع) سفارش فرموده است: «إذا أَضَرّتِ النّوافِلُ فَارْفُضُوها»(نهج البلاغه ، حکمت )279؛ «اگر مستحبات به واجبات زیان رساند، مستحبها رأحْسَنِ مَنازِلِ القُرآنِ وَرِدوِهُم بِالفَرائِضِ ترک کنید و هم- چنین در سفارشی به حارث همدانی فرمود: «وَ خَادِعْ نَفْسَکَ فِی العِبَادَةِ، وَ ارْفُقْ بِها وَلاَتَقْهَرْها وَ خُذْ عَفْوَها وَ نَشاطَها، إلاّما کانَ مَکْتُوباً علیک مِن الفَرِیضَةِ،فإنّه لابُدّ مِن قَضائِها وَ تَعاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلّهَا»(نهج البلاغه، نامه ) 69؛ نفس خود را برای عبادت برانگیز و با آن مدارا کن، به اجبار و اکراه بر چیزی مجبورش نکن و در وقت فراغت و نشاط به کارش گیر، جز در آنچه بر تو و اجب است و باید آن را در وقت خاص خود به جای آورى. ج. تفکر، تعقل و تدبر؛ در سیرة نظری و عملی مولایمتقیان، حضرت علی بن ابیطالب(ع)، تأکید فراوانی بر عبادت از روی تفکر و تعقل گردیده است. عبادت آدمى، راهی است که از طریق فکر میگذرد؛ زیرا انسان موجود متفکری است، یعنی با اندیشه زندگی میکند و با به کار گرفتن فکر خود سِیْر مینماید. بنابراین تفکر صحیح و تربیت فکرى، اساس سلوک به سوی کمال مطلق است، پس باید همة امور تربیتى، بر مبنای اندیشة صحیح باشد و از راه فکر، آدمی را متوجه عبادت و عبودیت الهی کند و ضرورت این مسأله را براساس تفکر دریابد و به شوق و نشاط عبادی برسد، سخنان امام علی(ع) در اینباره کاملاً روشنگر است: «فکرک یهدیک إلی الرشاد و یحدوک علی اصلاح المعاد»( غررالحکم، ص )63؛ اندیشیدن تو را به راه راست رهنمون میشود و به درست کردن کار معاد بر میانگیزد. امیر مؤمنان علی(ع) تفکر حقیقی و اندیشیدن در حقایق هستی را عبادت والاترین بندگان یعنی مخلصان، معرفی کرده و فرمودند: «التفکر فی ملکوت السماوات والارضعبادة المخلصین»( شرح غررالحکم، ص ) |
|
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۰ ساعت 8:19 توسط حوزه فاطمیه (سلام الله علیها )زرند
|